روشهای افزایش انگیزه در کارکنان

افزایش انگیزه در کارکنان

اصولا مدیران به دنبال این هستند که  سازمانی را ایجاد کنند که در آن کارکنان با انگیزه باشند و به دنبال افزایش انگیزه کارکنان خود هستند اما همواره بر سر این موضوع صحبت می کنند که این کارها هزینه بر است و توان مالی اجرای آن را ندارند.

گاهاً مدیران اینگونه می اندیشند که افزایش انگیزه در کارکنان حتماً باید با منابع مالی بالا باشد. اما ما در این مطلب که برگرفته از دوره اخلاق در مدیریت است چند کار ساده را برای شما می گوییم که می تواند انگیزه کارکنانتان را بالا ببرد و روحیه آن ها برای انجام بهتر کارها را دوچندان کند.

افزایش انگیزه در کارکنان

نشانه های بی انگیزگی در کارکنان


۱- حقوق و مزایای پایین


بدون تردید یکی از مهم ترین دلایل بی انگیزه بودن کارمند شما، عدم کفایت حقوق و مزایای وی است. انگیزه کار در ابتدا برای هر شخص تامین معاش خود و خانواده و در نهایت حرکت به سوی زندگی بهتر همراه با رفاه بیشتر است. طبیعی است که تمام این امور نسبت مستقیمی با عدد درج شده روی فیش حقوقی وی دارد. اگر کارمند شما احساس کند که در مقایسه با کاری که انجام می دهد یا افرادی که در سازمان شما وظایف مشابهی دارند، حقوق کمتری دریافت می کند، در معرض دچار شدن به بی انگیزگی قرار می گیرد.

۲- عدم علاقه به شغل

 

مشکلات اشتغال و مسائل حاد مالی در کشور ما باعث شده است که با این پدیده زیاد برخورد داشته باشیم: افرادی که هیچ علاقه ای به کاری که انجام می دهند ندارند و تنها از روی اجبار و به خاطر مشکلات معیشتی به کار خود در سازمان شما ادامه می دهند. این افراد بی انگیزگان بالقوه شرکت شما هستند.

 

۳- عدم ترفیع

نظام ترفیع و ارتقا شغلی در سازمان های مختلف متفاوت است اما در شرایطی که سازمان شما به کارمندان خود بر اساس تجربه یا ارتقا تحصیلات، ترفیع می دهد، کارمندان ممکن است احساس کنند که در شرایطی استحقاق ترفیع رتبه دارند و در صورت نادیده انگاشته شدن این احساس به سمت بی انگیزگی کشیده شوند.

 

عوامل افزایش انگیزه در کارکنان

۱٫ احساس مالکیت در ایجاد انگیزه در کارکنان. شما که ممکن است مدیری باشید که هزاران نفر یا اینکه کارمندی باشید که تعدادی انگشت‌شمار تحت کنترل شما باشند، در هر صورت می‌توانید با پرسیدن سوال، تشویق و گوش دادن به افراد، آن‌ها را به مالکیت کارشان ترغیب کنید و کاری کنید که احساس کنند کار از خودشان است تا میل و رغبت بیشتری به کار داشته باشند.

۲٫ به افراد اختیار کافی برای انجام کارها بدون نظارت دقیق بدهید. هرچه برای انجام کار به روش خودشان آزادتر باشند، احساس بهتری نسبت به خود خواهند داشت.

۳٫ حقوق کارمندان را به موقع پرداخت کنید. این نکته دیگر توضیح زیادی نمی‌خواهد. پرداخت به موقع حقوق، مزایا، پاداش، وام‌ها و هزینه‌هایی از این دست باعث استمرار حضور هر کارمندی در هر شرکتی می‌شود.

شرکت‌های موفق سعی می‌کنند زودتر از اتمام برج‌های مالی حقوق کارمندانشان را به حساب‌هایشان واریز کنند. بسیاری از شرکت‌ها نیز به برخی از بهترین کارمندان‌شان حقوق‌های ویژه‌ای اعطا می‌کنند.

در هر صورت، مساله‌های مالی پیوند تنگاتنگی با ادامه حضور یک کارمند در شرکت شما دارد. یادتان نرود که هرگز یک کارمند شایسته، ماهر، بااستعداد و توانا را به خاطر مسائل مالی از دست ندهید.

۴٫ مدیری باشید که کارمندانتان می‌خواهند. سعی کنید مدیر منعطفی باشید و با همه کارمندان گشاده‌رو برخورد کنید. یک مدیر شایسته می‌تواند با همه بخش‌های یک شرکت به راحتی ارتباط بگیرد. بسیاری از کارمندان به خاطر ترس از قضاوت مدیران شرکت‌هایشان را ترک می‌کنند.

آنها گرچه از شرایط کاری‌شان راضی هستند؛ اما از مدیران‌شان می‌ترسند. یادتان نرود که شرکت صرفاً محل کار کارمندان نیست. شرکت باید برای کارمندان به فضای لذت از کار بدل شود و رییس شرکت باید مانند یکی از اعضای خانواده باشد.

۵٫ برنامه ای برای دادن هدیه و پاداش داشته باشید. اگر افزایش حقوق ممکن نیست حتی الامکان برنامه ای برای پاداش غیرنقدی داشته باشید، تایید و تشکر از کار درست همواره تاثیر بیشتری نسبت به معیارهای کیفی دارد. پرداخت مالی بیشتر بعد از خرج کردن پول فراموش می شود حال آنکه حس ناشی از تایید عملکرد خوب تا مدت زیادی باقی می ماند.

 

۶٫ وقتی نظر افراد را جویا می‌شوید و با دقت به آن‌ها گوش می‌دهید، بیشتر احساس ارزش و اهمیت می‌کنند. با گوش سپردن دقیق به نظرات دیگران و توجه به آن‌ها – حتی اگر به عنوان مدیر بر اساس اطلاعات آن‌ها عمل نکنید – نشان می‌دهید که به منحصربه‌فرد بودن هر شخص احترام می‌گذارید.

 

۷٫ رشد و ارتقای شخصی است. اگر کارمندان احساس کنند که در مهارت‌هایشان پیشرفت می‌کنند یا چیزی جدید و مهم را می‌ آموزند، انگیزه بیشتری برای ارائه بهترین آنچه در توان دارند، پیدا می‌کنند.

 

چه مواردی انگیزه کارکنان را از بین می برد؟

 گوش نکردن به صحبت ها و دغدغه های نیروها

آیا به حرف ها و درد دل های اعضای تیم خود گوش می کنید؟ آیا به نکاتی که در جلسات و ملاقات هایشان با شما در میان می گذارند توجه کافی کرده اید؟ اصلاً برایتان مهم هست که آنها چه می گویند؟

 ناسپاسی بابت کارهای انجام شده

آخرین باری که بابت عملکرد بالای اعضای تیم خود از آنها تشکر کرده اید کی بوده؟ هر چند وقت یک بار از آنها بابت زحمتی که برای پیشرفت سازمان می کشند تقدیر می کنید؟ چقدر به سهم منحصر به فرد هر یک از اعضای تیم تان در موفقیت هایی که کسب می شود اشاره می کنید؟

 مقایسه ی اعضای تیم با یکدیگر

مقایسه کردن اعضای تیم با یکدیگر به ویژه پیش روی خودشان منصفانه نیست و در اغلب مواقع به ایجاد رقابت ناسالم، کینه توزی و دلخوری در میان آنان منجر خواهد شد. به رخ کشیدن موفقیت های برخی اعضای تیم پیش اعضای دیگر، یا نشان دادن عملکرد ضعیف برخی از آنها به دیگران غیر از نابود کردن انگیزه ی کارکنان شما نتیجه ی دیگری در بر نخواهد داشت

دیدگاهتان را بنویسید

× سوالی دارید؟