مدیریت دوستانه

بهترین مدیر کسی است که مردم به زحمت متوجه وجودش شوند.مدیریت نوع دوستانه یعنی ناپیدا بودن .یعنی به سختی بتوان تشخیص داد که آن فرد مدیر است.مدیریت نوع دوستانه یعنی درک کنید اساس موفقیت شما توانایی شما در شکوفا کردن ماهرانه ی استعدادهای افراد شماست.

این نو ع مدیریت، نیازمند آن است که از مدیریت ذره ای افراد دست بکشبد.
منظور این نیست که مدیران نوع دوست کنار بشینند و هیچ کاری نکنند.البته که نقش یک مدیر،دادن بصیرت، راهکار، جهت و راهنمایی است ولی برای مدیران نوع دوست این کار به شکل کاملا متفاوتی انجام میشود.

مدیریت نوع دوستانه با اعتماد کامل بر کارمندان شکل میگیرد.اینگونه مدیران با استفاده از دانش و مهارت خود ،افراد را تحت آموزش و تاثیر خود قرار میدهند.

مدیریت نوع دوستانه یعنی داشتن خرد رشد و شکو فا گردن افرادتان.طوری که بتوانند با حمایت شما به درخشش و کمال برسند.یعنی تبدیل شدن به مدیری که به شیوه هایی عمل میکند که از طریق اعمال دستور و مدیریت قابل دستیابی نیست.

مابه عنوان یک مدیر،باید روال عادی امور را پشت سر بگذاریم و اهداف مان را در نظر داشته باشیم.اگر سعی کنیم در مسائل جزئی بمانیم تبدیل به بک گلو گاه میشویم.درحالیکه یک مدیر باید مانند یک کانالیزور یا سرعت دهنده برای جریان انرژی باشد.به همین دلیل باید به دیگران امکان بدهیم تا بتوانند کارشان را خودشان انجام دهنند و بتوانند داشتن هدف و معنا را تجربه کنند.

به مهمترین ویژگیهایی که میتوانید رشد دهید تا افراد خود را به صورت دوستانه مدیریت کنید اشاره میکنیم:

خدمت کردن

یکی از افرادی که جایزه نوبل را دریافت کرد میگوید “مدیرلن راه خود را گم کرده اند.مدیریت یعنی خادم بودن نه حاکم بودن.مدبران باید دقت داشته باشند که اگر نفس شان را به خوبی رهبری نکنند .

نفس شان زمام امور را به دست میگیرد و به جای اینکه ما در خدمت افرادمان در سازمان و اهداف سازمان باشیم ،آن وقت ما در خدمت خودمان هستیم.به عنوان یک مدیر ،قدرت ما در خادم بودن ماست.

این را بدانید که بین قدرت مشروع و قدرت سلسه مراتبی فرقهایی وجود دارد.
قدرت مشروع قدرتی است که دیگران به شما میدهند که بر مبنای چیزی است که شما به آنها میدهید.قدرت مشروع به دست می آید ،داده نمیشود.قدرت مشروع با قدرت سلسه مراتبی که عمدتا از سوی یک مسئول یا مقام به شخص داده نیشود،فرق دارد.پس مدیران موفق و خادم میتوانند به قدرت مشروع دست یابند و نیازی به قدرت سلسه مراتبی ندارند.

به هم متصل بودن

در مدیریت نوع دوستانه چنین تفکری وجود ندارد که شما خودتان به تنهایی توانسته اید به موفقیت دست پیدا کنید بلکه مدیران با این رویکرد براین باورند که همه ی افراد در رسیدن به اهداف سازمان نقش اساسی دارند. از آنجایی که مدیران ،این تفکرات را به افراد القا میکند که انها در رسیدن به موفقیت نقش دارند،در نتیجه افراد برای یادگیری،رشو پیشرفت تلاش میکنند.

پس همان طور که مربی خود را که به شما آموزش داده است به یاد دارید باید اعضای تیم و سازمان و همکاریهایشان را به خاطر بسپارید.هیچ وقت این گونه فکر نکنید که تنها معیار و دلیل موفقیتتان ،خودتان هستید.

مقام را رها کنید

یک مدیر میتواند فکر کند که یک مسئولیت بالا،حقوق بالا،خانه رویایی و ماشین گران قیمت و لوکس دارد اولی اگر بخواهد فکر کند که یک موجود خاص و ویژه است به بدترین دشمن خودتبدیل میشود.

این طرز تفکر مانع از این میشود که بتواند با افراد سازمان رابطه خوبی برقرارکند.در نتیجه پیشرفت سازمانش به تعویق می افتد.

مدیران باید از مقامی که دارند فاصله بگیرند تا بتوانند با دیگران،راحتتر ارتباط برقرار کنند.برای بسیاری از مدیران،ارتباط بین افراد در کسب و کار خیلی مهمتر از هرچیز دیگری است.بهتر است وقت رویارویی با یک نفر ،خود را به عنوان یک فرد معمولی بنگرد نه یک مدیر با یک فرد معمولی.از نظام های خودساخته مثل جنسیت،سن،مقام و جایگاه خاصی که دارید کناره بگیرید ودر نهایت شما می مانید و حسی از حضور متمرکز و انعطاف پذیر.

این به آن معنا نیست که در مدیریت ،هیچ جایگاهی برای مقام وجود ندارد.موقعیت مدیریتی ما یک اهرم مهم است که درآن نیاز به انتخابی دشوار،یک تصمیم حیاتی یا یک دیدار رک و بی پرده است.در این جور موارد، موقعیت ما و قدرت ما برای وادار کردن دیگران به پذیرش انتخابهای ما حیاتی است.ولی این قدرت باید به طور محدود استفاده شود.همراه با نوع دوستی و تمایل به شنیدن دیدگاه های مختلف.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پیشنهاد ویژه زمستانه

یه پیشنهاد 80 درصدی براتون داریم!

قیمت اصلی 1.300.000 تومان