مدیریت

در گذشته، مدبران،  با ارائه امتیازاتی مانند دادن پاداش، ترفیع شغلی و فضای کار مدرن (امتیازات مادی) به کارکنان ، آنها را به کار بیشتر تشویق میکردند اما این ها در زمینه مدیریت و بازدهی  برای مدت کوتاهی کاربرد دارد.

 

این ها جز راه کارهای موقت هستند و بعد از مدتی کمرنگ میشوند اما مدیران باید بدانند تقویت محرکه های درونی مانند تعهد و ارتباطات انسانی و کلا ارزش های انسانی میتواند در بلند مدت روی کارکنان نقش داشته باشد. مدیری موفق است که بتواند شادی حقیقی را برای افراد خود فراهم کند و تعهد افراد را بالا ببرد.

 

سه ویژگی مهم که برای مدیران امروز نیاز بنیادین است عبارت است از:

    • خودآگاهی
    • نوع دوستی
    • غمخواری

این سه ویژگی بر روی هم تاثیر مثبت دارند .هرسه ویژگی قابل یادگیری،تمرین و رشد هستند.
این ویژگیها میتواند بالقوه باشد و مدیران آن را به بالفعل تبدیل کنند.

 

ذهن آگاهی

ذهن آگاهی یعنی بالا بردن کارائی ذهن به شکلی که بتوانید مقدار بیشتری از تواناییهایتان را لز بالقوه به بالفعل تبدیل کنید.اثر ذهن آگاهی در سازمان ها به اثبات رسیده است.

 

در واقع ذهن آگاهی باعث میشود بتوانیم دنیای خود،احساسات خود و رفتارهایمان را کنترل کنیم وبدون واکنش های غیر ارادی مانند دعوا بیا گریز و فرار را انجام ندهیم.

 

نفوذ آگاهی کمک میکند بروز خود رایی را افراد درک کنند و همان جا مکث کنند.تامل کنند،تغییر کنند .خودآگاهی ،توانایی نظارت برخود است تا بتوانید رفتارهای خودتان را در هرلحظه نظارت کنید.

در واقع این خصلت باید در مرکز توجه یک مدیر قرار بگیرد زیرا به او کمک میکند که درک واقعی از شادی داشته باشد و بتواند درک کند که چه چیزی واقعا باعث شادی کارکنانش میشود و به آنها انگیزه میدهد تا بهترکار کنند و احساس رضایت و تعهد و مسئولیت بیشتری داشته باشند.

 

یادگیری این خصوصیت بما کمک میکند که آگاهیمان را افزایش دهیم و در لحظه توقف کنیم تا بت انیم آگاهانه تر صمیم بگیریم.

 

خودآگاهی نقطه شروع مدیریت است .مهارت آگاه بودن از اندیشه ها،احساسات و ارزش هایی است که از ذهنمان میگذرد

 

ذهن آگاهی در مدیریت  دو ویژگی مهم دارد:

۱٫ توجه 

۲٫ آگاهی

۱٫ توجه

یادگیری مهارت توجه یعنی اینکه یادبگیرید چطور اختیار توجه تان و افکارتان را در دست بگیرید،چگونه به سادگی روی کاری که انجام میدهید به طور پیوسته،متمرکز شوید،توجه و تمرکز همان چیزی است که به شما اجازه میدهد یک پروژه را تمام کنید و به هدفتان برسید.

۲٫ آگاهی

توانایی توجه به چیزی که اطراف شما یا در درون ذهن شما دارد اتفاق می افتد.برای مثال وقتی داریم شعری را میخوانیم توجه باعث میشود ذهنمان پراکنده نشود و آگاهی باعث میشود بدانیم که چه چیزی میگوئیم.توجه و آگاهی مکمل یکدیگر هستند.اگر هردو باهم کار کنند ،کارایی ما افزایش پیدا میکند.

 

این مکث یک ثانیه ای که در خودآگاهی اتفاق می افتد میتواند تفاوت بین گرفتن یک تصمیم خوب یا بد باشد.فرق بین گفتن یا نگفتن باشد.حرفی که باعث دلسردی افراد میشود و در یک لحظه ذهن آگاهی میتوانیم تثمیم بگیریم که آن حرف را نزنیم.

 

ذهن آگاهی این فرصت را میدهد که یک ثانیه میان افکار و رفتارمان که میخواهد از ما سر بزند فاصله باشد تا بتوانیم بهترین رفتار و واکنش را نشان دهیم.

 

 

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

× سوالی دارید؟