نقش غمخواری در مدیریت

غمخواری توانایی گذاشتن خود به جای دیگری و از این راه رسیدن به درکی بهتر از چالش های آن است و بهترین راه کمک به آنها است.غمخواری نیت سهیم شدن در شادی و حال خوب دیگران است.همیشه غمخواری ظاهر خوبی ندارد .ممکن است یک مدیر کارمندش را با نیت کمک به او در یادگیری بیشتر و شکوفایی استعدادش در شغل دیگری اخراج کند.غمخواری واژه ای واحد برای نیت سود رساندن به دیگران است.ولی درآن نیت،چهار ویژگی متمایز نهنفته است.

این چهارویژگی باهم، مفهوم نهفته در پس واژه غمخواری را بیان میکنند. ویژگی نخست،آرزوی شادی برای دیگران است. دوم تمایل به برطرف کردن رنج دیگران است. سوم، شادی دیدن موفقیت دیگران و چهارم توانایی دیدن دیگران به عنوان موجوداتی به یک اندازه ارزشمند است. این چهار ویژگی ارتباط تنگاتنگی باهم دارند. آنها همدیگرا را متقابلا تقویت و حمایت میکنند.

 

داشتن آرزوی شادی برای دیگران

وقتی از روی غمخواری برای دیگران آرزوی شاد بودن و موفقیت میکنیم اولا اینکه طبق قانون جدب آن خیرخواهی و ارزوهای خوب به خودمان برمیگردد ثانیا روحمان مانند دریای بیکرانی از محبتها میشود که مهربانی درآن موج میزند. وقتی برای انجام کاری که انجام میدهیم،انگیزه ای سالم و مثبت ایجاد میکنیم.رفتارهای مارا تغییر میدهد.

انگیزه میتواند بهترین نقش را درجهت دادن به رفتار افراد پیدا کند.پس بهتر است مدیران کمی زمان صرف وکنند و از خودشان بپرسند “برای موفقیت و شادی افراد و سازمان چه کار سودمندی از من برمی اید؟”.

تمایل به برطرف کردن رنج

دومین ویژگی غمخواری،تمایل به برطرف کردن رنج دیگران است.که در موفقیت مدیران دریک سازمان ،نقش اساسی دارد. مدیران باید با مهربانی و آگاهی درصدد برطرف شدن ناراحتی های افراد سازمانشان بر بیایند و با حل کردم مشکل انها ،حس امید و انگیزه را در انها تقویت کنند تا آنها با تعد و مسئولیت پذیری بیشتری به کارخود ادامه دهند.

 

لذت بردن از موفقیت دیگران

لذت جشن گرفتن موفقیت دیگران یک ویژگی ارزشمند رهبری است.با همه ی اینها نفس ما اغلب مانع ستودن دستاوروهای دیگران میشود. ولی مدیران باید افراد سازمان را برای به دست آوردند موفقیت های تازه تشویق کنند و از موفقیت انها لذت ببرند و براساس میزان موفقیتشان به انها پاداش دهند.

درواقع بهتر است روی پیشرفت شغلی افراد سازمان تمرکز کنند.یک مدیر باید نگرانی های کارمندان را بشنود و پیروزی انها را بستاید. اگر ما مراقب کارمندان باشیم،کارمندان هم با روحیه خوب،کارمیکنند و پاسخگوی مشتریان خواهند بود و اینگونه کسب و کار خود به خود پیشرفت میکند.

برابر دانستن دیگران

عنصر اصلی غمخواری،توانایی دیدن دیگران به عنوان موجوداتی واقعا برابر است.رسیدن به این درک که ما همه از نظر خواستن شادی و نخواستن غم،مثل هم هستیم.

با دانستن این موصوع، دیگر برای شاد بودن یک نفر نسبت به دیگری اولویت قائل نمیشویم.وقتی همه را یکسان نگاه کنید،کسانی که برایتان مشکل ایجاد میکنند با کسانی که دوستتان دارند را ،همسان میدانید.این ممکن است خواسته ی بزرگی باشد ولی برای یک مدیر ،ویژگی بنیادین است.این به معنای تنوع و فراگیری و ترجیح دادن نیازهلی سازمان بر نیازهای خوداست.مساوی دیدن دیگران به ما این امکان را میدهد که یک ذهن باز داشته باشیم.

به صورت پیش فرض،ذهن انسان تجارب را به سه قسمت تقسیم میکند: چیزهایی که دوست دارد و عشق و محبت می آفریند ،چیزهایی که دوست نداریم نفرت ایجاد میکند و چیزهایی که نسبت به انها بی طرف و خنثی هستیم که به تفاوتی ایجاد میکند.

برابر دیدن دیگران این ساختار را درهم میشکند و به ما امکان میدهد انتخاب های منطقی تر و هدفمند تری داشته باشیم.

یعنی مدیری که میخواهد ترفیع شغلی به کارکنان خود بدهند نباید این بگوید از این فرد خوشم می آید یا بدم می آید باید با رویکردی عاقلانه ،به کارکرد و پیشرفت افراد توجه کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پیشنهاد ویژه زمستانه

یه پیشنهاد 80 درصدی براتون داریم!

قیمت اصلی 1.300.000 تومان