۲۹ دلیل شکست کسب و کار

هدف مشخص در کسب و کار

هنگام خواندن ۲۹ دلیل شکست کسب و کار خود را کنار این دلیل ها قرار دهید و نکته به نکته آن را مقایسه کنید و ببینید که کدام یک از این فهرستها فاصله شما را از پیشرفت در کسب و کارتان بیشتر کرده است.

 

اشکالات جسمانی: برای کسی که با یک مغز جسمانی به دنیا می آید کار چندان سختی در کسب و کار و مدیریت آن نخواهد داشت. این اشخاص تنها با استفاده از هوش خود از خدمات دیگران می توانند شرایط خود را بهتر کنند.

 

نداشتن هدف مشخص در کسب و کار:

کسانی که هدف های مشخصی را در کسب و کار و حتی زندگی خود بکار نمی گیرند شانسی برای موفقیت نخواهند داشت. از هر ۱۰۰ نفری که با آنها گفتگو کردم ۹۸ نفر اشخاص فاقد این برنامه بودند. هدف نداشتن احتمالا مهمترین موضوع است که علت ناکامی و شکست در کسب و کار آن ۹۸ نفر بوده است.

 

نداشتن اشتیاق برای پیشرفت:

کسانی که به پیشرفت و ترقی علاقمند بی علاقه هستند و آنهایی که مهم نیستند بهای پیشرفت را بپردازند شانسی برای موفقیت نخواهند داشت.

 

تحصیلات ناکافی:

این فهرست مشکل فلج کننده ای برای کسب و کار و مدیریت آن است. اما میتوان این کمبود را به سهولت نسبی برطرف کرد.

 

نداشتن نظم و ترتیب:

نظم و ترتیب ناشی از کنترل خویشتن است. بدین معنا که بتوان افکار منفی خود را کنترل کنید و آن افکار را با مدیریت می توانید به افکار مثبت تبدیل کنید و در پیشرفت کاری و زندگی افکار بدست آمده را بکار ببرید. تسلط بر خود یکی از مشکلترین کاری است که مدیران می توانند انجام دهند.

 

نداشتن سلامتی:

برخوردار نبودن از سللامتی کافی مانع موفقیت در کسب و کار می تواند باشد. کسی بدون اینکه از سلامتی خوبی برخوردار نباشد نمی تواند موفق شوند اما باز می توان بسیاری از ناتوانی های جسمانی را کنترل کرد.

 

تنبلی و مصانحه:

تنبلی و مصانحه و امروز و فردا کردن در راه اندازی کسب و کار یا در رونمایی یک یا چند کالا یا فروش محصولات و همچنین در تماس با مشتریان علل شکست و ناکامی در کسب و کار است. در کسب و کار خود صبر و منتظر نمانید چراکه هیچوقت این زمان را بدست نخواهید آورد. از همین الان شروع کنید و از ابزارهایی که در اختیار دارید استفاده بهینه را انجام دهید.

 

نداشتن مداومت و پشتکار:

اغلب مدیران و فروشندگان در کسب و کارهایشان شروع کننده خوبی هستند اما تمام کننده های خوبی نیستند. بسیاری از افراد به محض برخورد و مشاهده مشکل دست به شکست و ناکامی می دهند.

 

شخصیت منفی:

مدیرانی که با دید منفی به اشخاص نگاه می کنند هرگز راهی برای موفقیت در جستجوی موفقیت پیدا نخواهند کرد. موفقیت با کالبد و اعمال آنها بدست می آید. شخصیت منفی همکاری دیگران و مشتریان اختمالی را جلب نخواهد کرد.

 

کنترل نکردن امیال جنسی:

امیال جنسی محرک قدرتمندی است که اشخاص را به عمل تشویق می کند و از آنهایی که این قدرتمندی و هیجانات را جنسی را کنترل نمی کنند هرگز موفق نخواهند شد. باید این قدرتمندی را کنترل و در مسیر درست هدایت کرد.

 

میل کنترل نشده برای دستیابی به چیزی یا موفقیتی در ازای هیچ چیز: میل به قمار میلیون ها نفر را به شکست و ناامیدی سوق میدهد و مجبور می شوند از کسب و کار خود کنار روند.

شاهد این موضوع را میتوان به فروپاشی بازار وال استیریت اشاره کرد که در آن میلیون ها نفر برای ثروتمند شدن و موفقیت به قمار روی آورده بودند که جز ناکامی چیزی بدست نتوانستند آورند.

 

نداشتن روحیه و ازم راسق در تصمیم گیری:

اشخاص موفق براحتی تصمیم گیری می کنند و در تجدید نظرهایشان دلشوره را به خود راه نمی دهند. اشخاصی که در تصمیم گیری ها کند عمل می کنند و مرتب در تصمیم گیری هایشان تجدید نظر انجام می دهند. اغلب در شمار افراد ناموفق ها هستند و تردید در تصمیم گیری و مصانحه کاری مانند برادران دوقلو هستند.

 

هرجا یکی از آنها وجود داشته باشد به احتمال بسیار زیاد دیگری هم در آنجا حضور پیدا خواهد کرد. این زوج (نداشتن روحیه و ازم) را نابود کنید و اجازه ندهید که شما را به شکست و ناکامی سوق دهند.

 

انتخاب همسر نامناسب:

انتخاب همسر نامناسب یکی دیگر از دلایل عمده ناکامی و شکست در مدیریت کسب وکار یا زندگی شخصی شما است. ازدواج میان اشخاص ارتباط صمیمانه ایجاد می کند که اگر این ارتباط وجود نداشته باشد یا باهم هماهنگ نباشد امکان شکست بسیار بیشتر است.

از آن گذشته گذشته این شکست اغلب با ناخوشایندی و ناخرسندی همراه است. شکست های ناشی از ازدواج های نامناسب همه نشانه های الهام و اشتیاق را در انسان از بین خواهد برد.

 

احتیاط بیش از اندازه:

مدیرانی که به دلیل احتیاط بیش از اندازه دست به کاری نمی زنند این دسته از افراد هم نمی توانند به موفقیت برسند. احتیاط بیش از اندازه به همان اندازه ی بی احتیاطی بد است. باید در برابر این افراط و تفریط ایستاده که زندگی شما پر از فرصتهای مناسب است.

 انتخاب همکاران اشتباه از دلیل شکست کسب و کار

انتخاب همکاران اشتباه از دلیل شکست کسب و کار

انتخاب همکاران اشتباه:

انتخاب همکار نامناسب یکی از علت های شکست در کسب و کارها است. هنگام ارائه خدمات باید کارفرمای بسیار مناسبی انتخاب شود. کارفرمای شما باید بخشی از فراست لازم برخوردار باشد.

 

خرافات و تعصب:

خرافات و تعصب نوعی ترین و نشانه جاهل و نادانی است. مدیران موفق چشمان خود را باز نگه می دارند و هیچ حراسی به خود راه نمی دهند.

 

انتخاب شغل و کسب و کار نامناسب:

موفق شدن در هر کاری که دوست ندارید امکان پذیر نیست و مهمترین قدم در ارائه خدمات شخصی و کاری انتخاب حرفه ای است، که بتوانید با تمام وجود به آن شغل بپردازید.

 

فعالیت های غیر متمرکز:

ضربالمثل همه کاره و هیچ کاره را مطمئناً زیاد شنیده اید. بجای پرداختن به انواع و اقصام فعالیت ها همه تلاش خود را روی یک هدف مشخص و قطعی متمرکز سازید.

 

خرج کردن بی حساب:

ولخرجی و خرج کردن بی حساب شیوه خردمندان نیست. عادت کنید که بخشی از درآمد خود را پس انداز نمائید. داشتن پول در بانک هنگام چانه زنی و فروش خدمات به افراد قوَت قلب می دهد.

 

بدون داشتن پول و پس انداز فروشنده یا شخص مجبور می شود هر قیمتی که از طرف خریدار پیشنهاد می شود را بپذیرد و به داشتن آن شغل هم از خود خوشحالی نشان می دهند که فکر میکنند با سود ناچیز به موفقیت بسیار بالایی دست یافته اند.

 

نداشتن دلگرمی:

بدون دلگرمی نمی توان دیگران را مجاب و ترقیب به خرید کرد. کسانی که از آن بهرمند هستند با استقبال دیگران روبه رو خواهند شد. به خود تلقین کنید که ۱۰۰درصد موفقیت از آن شما خواهد بود.

 

ناشکیبایی:

مدیرانی که ذهن بسته کارند به ندرت موفق می شوند. آسیب زن ترین ناشکیبایی مواردی است که با عقاید متفاوت در زمینه های مذهبی، نژادی و سیاسی رابطه دارد.

 

رعایت نکردن حد اعتدال:

رعایت نکردن حد اعتدال در ارتباط با خوردن و یا مصرف مواد مخدر به حد زیاد و افراط در فعالیت های جنسی است. زیاده روی در هر یک از موارد کسب و کار و زندگی مانع موفقیت خواهد بود.

 

ناتوانی در همکاری با دیگران:

خیلی از مدیران از آن جهت که نمی توانند با دیگران حداقل رابطه صمیمی یا همکاری با دیگران را نمی کنند بسیاری از فرصتهای مناسب زندگی خود را از دست خواهند داد. ناتوانی در همکاری با دیگران مشکلی است که در هیچ حرفه ای قابل قبول نیست.

 

ثروت باد آورده:

ممکن است بر اثر فوت یا سانحه ای پدر و مادر پولدار، فرزندانشان به ثروت قابل توجه و ملاحضه ای برسند. این ثروت، باد آورده است را با تلاش و زحمت بدست نیاورده اند. ثروت باد آورده اغلب دشمن موفقیت است. ثروتمند شده سریع افراد از فقر و تنگ دستی بسیار خطرناک است.

 

نداشتن صداقت:

چیزی که بتوان آن را جایگزین صداقت کرد وجود ندارد. ممکن است کسی تحت تاثیر شرایط محیطی زندگی یا کسب و کار صداقتش را کنار بگذارد. و اما مدیرانی که به عمد صداقت را کنار میگذارند شانس برای رسیدن به موفقیت ندارند. دیر یا زود اعتبار و کسب وکارشان را از بین خواهند برد و بعید هم نیست که در این میان آزادی قبلی که شاید وجود داشته بر باد برود.

 

نفس پرستی و خودبینی:

نفس پرستی و خود بینی چراغهای خطری هستند که دیگران را از نزدیک شدن به آنها برحزر می دارند. به هیچ وجه در زندگی و کسب وکارتان از کلمه من استفاده نکنید و همچنین از “ترین” که این یکی اگر مورد استفاده قرار گرفت باید برای آن ادعا سند و تصاویری ارائه کنید.

 

کارهای حدسی:

خیلی ها از روی بی تفاوتی یا تنبلی در گردآوری حقایق احمال می کنند و کارهای خود را براساس حدس و گمان انجام می دهند. هرگز در ارائه خدمات یا انجام دادن کاری بدون فکر قبلی انجام ندهید که در غیر اینصورت ۹۹درصد کار انجام شده با پشیمانی رو به رو خواهد شد.

 

نداشتن سرمایه:

یکی دیگر از دلایل شکست و ناکامی در مسائل اقتصادی نداشتن سرمایه کافی و تعداد مشتریان در کسب و کارها است. یادتان باشد که هر کاری با داشتن سرمایه هر لحظه در حال پیشرفت است نه پسرفت.

 

 

موفق باشید!

منبع: مدیر ایده آل

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پیشنهاد ویژه زمستانه

یه پیشنهاد 80 درصدی براتون داریم!

قیمت اصلی 1.300.000 تومان